السيد الطباطبائي

54

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

اهل بيت را داشت و حتى از مردم براى يك مرد پسنديده از اهل بيت ( سربسته ) بيعت مىگرفتند با اين همه به دستور مستقيم يا اشاره پيشوايان شيعه نبود . به گواهى اين‌كه وقتى كه ابومسلم بيعت خلافت را به امام ششم شيعه اماميه در مدينه عرضه داشت وى جدا رد كرد و فرمود « تو از مردان من نيستى و زمان نيز زمان من نيست » . « 1 » بالاخره بنى عباس به نام اهل بيت خلافت را ربودند « 2 » و در آغاز كار روزى چند به مردم وعلويين روى خوش نشان دادند حتى به نام انتقام شهداى علويين ، بنى اميه را قتل عام كردند و قبور خلفاى بنى اميه را شكافته هرچه يافتند آتش زدند . « 3 » ولى ديرى نگذشت كه شيوهء ظالمانه بنى اميه را پيش گرفتند و در بيدادگرى و بى بند و بارى هيچ‌گونه فروگذارى نكردند . ابوحنيفه رئيس يكى از چهار مذهب اهل تسنن به زندان منصور رفت « 4 » و شكنجه‌ها ديد و ابن‌حنبل رئيس يكى از چهارمذهب ، تازيانه خورد « 5 » و امام ششم شيعه اماميه پس از آزار و شكنجه بسيار با سم درگذشت « 6 » و علويين را دسته دسته گردن مىزدند يا زنده زنده دفن مىكردند يا لاى ديوار يا زير بناهاى دولتى مىگذاشتند . هارون خليفه عباسى كه در زمان وى امپراتورى اسلامى به اوج قدرت و وسعت خود رسيده بود و گاهى خليفه به خورشيد نگاه مىكرد و آن‌را مخاطب ساخته مىگفت : « به هر كجا مىخواهى بتاب كه به جايى كه از ملك من بيرون است نخواهى تافت » ، از طرفى لشكريان وى در خاور و باختر جهان پيش مىرفتند ولى از طرفى در جسر بغداد كه در چند قدمى قصر خليفه بود بى اطلاع و اجازه خليفه ، مأمور گذاشته

--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 86 و مروج الذهب ، ج 3 ، ص 268 ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 86 و مروج الذهب ، ج 3 ، ص 270 ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 91 - 96 و تاريخ ابىالفداء ، ج 1 ، ص 212 ( 4 ) . تاريخ ابىالفداء ، ج 2 ، ص 6 ( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 198 و تاريخ ابىالفداء ، ج 2 ، ص 33 ( 6 ) . بحارالانوار ، ج 12 ، احوالات حضرت صادق عليه السلام